محمد رضا واليزاده معجزى

354

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

كه رابط بين آنها و دولت بوده است - خود با جيب پرپول به تهران فرستاد و آغاز فعاليت ملك عليه محمد على ميرزا و عين الدوله در امتداد محض انجام همين مأموريت بوده كه سالار الدوله به او مفوض داشت لكن ملك‌زاده در جلد دوم انقلاب مشروطه مناسبات ملك و سالار را دوستانه و عادى دانسته است . پس از واقعه مسجد شاه و تنبيه بازرگانان محتكر از طرف علاء الدوله جمعى از روحانيون به حضرت عبد العظيم رفتند و در مدتى كه آنجا بودند از طرف مخالفان دولت از جمله ايادى اتابك و اعتصام السلطنه و ركن الدوله و مشير الدوله پولهايى براى كمك و تحريك آنها مىرسيد . در اين اوقات سالار الدوله كه از حكومت كردستان احضار شده بود و در باغ عشرت‌آباد منزل داشت منبع مشابهى توسط ملك المتكلمين براى آقايان بهبهانى و طباطبائى و ساير روحانيون متحصن فرستاده و آقايان مزبور اين وجوه را فيما بين همه تقسيم كردند . بعد از قضيه تحصن و مراجعت آقايان ، ملك در كار آشتى دادن عين الدوله و سيد محمد طباطبائى با احتشام الدوله همكارى كرد و ملاقاتهاى پىدرپى او در ملازمت احتشام السلطنه با عين الدوله و طباطبايى منجر به صدور بيانه عين الدوله جهت بقيه قوانين گرديد . ملك با طباطبائى و عين الدوله در باب امكان وليعهدى سالار الدوله نيز به‌طور محرمانه مذاكره مىكرد . در همين اوقات سالار الدوله به واليگرى لرستان منصوب و به سوى خرم‌آباد حركت كرد . پس از واقعه مسجد جامع و قتل سيد عبد المجيد و زد و خورد نظاميان و مردم و تلفاتى كه به دستور سپهدار تنكابنى به مردم وارد شد آقايان به قم مهاجرت كردند و ملك به قصد سفر لرستان و ملاقات سالار الدوله به قم رفت و به وسيله نطق و خطابه به تحريك مخالفان دولت و رساندن پولهاى سالار الدوله براى كمك آنان اشتغال داشت . از اين پس حمله و بدگوئى ملك متوجه ستمگرى اعمال دولت بوده و با هدف مشروطه‌خواهان كاملا هماهنگ شده بود . هنگامى كه اختلاف شاه با مجلسيان و آزاديخواهان به اوج شدت رسيده بود و انگليس و روس به منظور برانداختن محمد على شاه همدست و متفق الرأى شده بودند ملك براى ملاقات سالار الدوله و تسليم گزارش جريانهاى سياسى تهران عازم خرم‌آباد شده و بعد از چند هفته مراجعت كرد . قيام دوم سالار الدوله با اين مسافرت ملك به خرم‌آباد و گزارشهائى كه به او داده بود ارتباط داشت ملك براى احياى مشروطيت بسيار تلاش كرد ولى سرانجام بعد از قضيه بمباران مجلس او و صوراسرافيل و جمعى ديگر از احرار به امر محمد على شاه قاجار در سال 1326 اعدام شدند . وقتى كه ملك را به پاى دار مىبردند اين شعر را مىخواند : ما بارگه داديم اين رفت ستم بر ما * بر قصر ستمكاران تا خود چه رسد خذلان